پرش به محتوا
خانه » آداب‌وآموزه‌ها » لباس صوفیه

لباس صوفیه

    زهد در لباس پوسیدن، مهم‌ترین و بارزترین مشخصه در تصوف بوده است. در تصوف با خرقه، دلق و مرقع (به دلیل نداشتن لباس مرتب، آن را وصله می‌زدند و رقعه‌دار می‌شده است) به عنوان لباس خاص متصوفه مواجه هستیم.

    جایگاه پشمینه‌پوشی

    نوع خاص پوشش در تصوف از دیرباز مورد عنایت صوفیه بوده است. لذا در گزارشات متعددی از جنس و گونه لباس، می‌توان جایگاه خاص این نگاه را میان صوفیه مشاهده کرد. جنید بغدادی تصوف را بر 8 پایه استوار دانسته می‌گوید: «التصوّف مبنی علی‏ ثمان خصال: السخاء و الرضا و الصبر و الإشاره و الغربه و لبس الصوف و السیاحه و الفقر».[1]خرکوشی، ابوسعد، تهذیب الاسرار فی اصول التصوف، ص13. لباس پشمینه و وصله زده شده، در میان اکثریت صوفیه و بالاخص در متقدمین صوفیه بسیار مورد تاکید بوده است.[2]هجویری، ابوالحسن، کشف المحجوب، ص65ـ66.

    مبانی پوشیدن صوف

    صوفیان، مبانی مختلفی را در علت پوشیدن لباس مرقع و پشمینه بیان داشته‌اند:

    تشبه به انبیاء و اولیاء

    سیره رسول الله و خلفای راشدین و بدریون و اولیاء و انبیاء در آثار صوفیان، پوشیدن لباس‌های ساده و پشمینه بوده است. «ابوالحسن هجویری» در این مورد می‌نویسد: « حسن بصری گوید: هفتاد یار بدری را بدیدم همه را جامه پشمین بود و صدّیق اکبر اندر حال تجرید، جامه صوف پوشید و حسن بصری گوید کی سلمان را بدیدم گلیمی با رقعه‌های بسیار پوشیده و عمر بن الخطّاب و علی بن ابی طالب و هرم بن حیان روایت آرند کی ایشان مر اویس قرنی را بدیدند با جامه پشمین با رقعه‌ها بر آن گذاشته و حسن بصری و مالک بن دینار و سفیان ثوری جمله، صاحب مرقّعه صوف بودند».[3]هجویری، ابوالحسن، کشف المحجوب، ص50. سراج طوسی در «اللمع» می‌گوید: «پوشیدن پشمینه، روش انبیاء و صدیقین و شعار ناسکین بوده است».[4]سراج طوسی، ابونصر، اللمع فی التصوف، ص21. صوفیان با برداشت از همین سبک پوشش، به پشمینه‌پوشی رو آورده‌اند.

    تواضع کردن

    تواضع کردن و عدم ترفع، از اصول سلوکی در میان صوفیان است. یکی از مصادیق تواضع، در نوع پوشش است. صوفیه با پوشیدن لباس‌های ساده و بی‌ارزش از لحاظ مالی، سعی داشته اند کبر و غرور نفسانی خویش را کنترل کرده و در مقابل، به فروتنی و تواضع نفسانی خویش بیفزایند. در این رابطه گزارشاتی از بزرگان‌شان رسیده است که این موضوع را نشان می‌دهد.[5]شعرانی، عبدالوهاب، لواقح الأنوار القدسیه فی بیان العهود المحمدیه، ص277.

    ریاضت کشیدن

    پوشیدن « صوف» و لباس پشمینه، برای آزردن بدن نیز از جمله ریاضت‌‏های مردان و زنان صوفی بوده است. « مونسه صوفیه» عارفه قرن سوم هجری، از عابدات شام، از پوشندگان «صوف» بود. از او پرسیدند که چرا لباس پشمینه می‌‏پوشی؟ آیا این از ترس او یا عشق به اوست؟ پاسخ داد: به جهت رنج کشیدن است. «لویی ماسینیون» معتقد است که پوشیدن لباس صوف، از جمله ریاضت‏‌های صوفیه مسلمان است که آن را از تصوف مسیحیت اخذ کرده‌‏اند.[6]سلمی، ابوعبدالرحمن، نخستین زنان صوفی، ص293.

    زهد در دنیا

    زهد در دنیا و ترک لذائذ مادی، از مهم‌ترین راهکارهای صوفیه برای رسیدن به مقامات عالیه است. از جمله لذت‌های دنیایی در نزد صوفیان که به ترک آن اقدام کرده‌اند، پوشیدن لباس‌های فاخر با جنس خوب و در عوض، پوشیدن لباس پشمینه و پلاس است.[7]غزالی، محمد، احیاء علوم الدین(ترجمه)، ج3، ص421.

    معیار زهد در لباس

    برای زهد در لباس پوشیدن، معیارهایی در تصوف بیان شده است و در سیره صوفیان به آن پایبند بوده‌اند.

    « محمد غزالی» در مورد معیار زهد در لباس می‌نویسد: «کمتر درجات او آن است که گرما و سرما را دفع کند و عورت را بپوشد، و آن گلیمی باشد که در خود گیرد، و میانه آن پیراهن و کلاه و نعلین، و عالی‏‌تر آنکه با آن، دستار و شلوار باشد. و آنچه از روی مقدار، از این بگذرد، از حد زهد گذشته باشد. و شرط زاهد آن است که چون جامه بشوید، او را جامه دیگر نباشد که بپوشد، بلکه لازم باشد که در خانه بنشیند. و چون صاحب دو پیراهن و دو شلوار و دو دستار شد، از همه أبواب زهد بیرون آید، و این از روی قدر است. و اما جنس کمتر آن پلاس‌های درشت است، و میانه آن صوف درشت، و عالی‌‏تر پنبه ستبر. و اما از روی وقت، اقصای او آن است که سالی او را بپوشد، و کمتر آن که یک روز باقی ماند، تا یکی از ایشان جامه خود را به برگ درخت پیوند زده بود، اگرچه آن به زودی خشک شود، و میانه آن که یک ماه و آنچه نزدیک آن باشد بر او ماند. و طلب آنچه بیش از سالی ماند، بیرون آمدن است سوی درازی امید، و آن ضد زهد است، مگر چون مطلوب، درشتی آن باشد، پس قوت او و ادام او تابع آن شود. و هر که زیادت از آن یابد، باید که صدقه دهد. و اگر نگاه دارد زاهد نباشد، بلکه دوستدار دنیا بوَد».[8]غزالی، محمد، احیاءعلوم الدین(ترجمه) ، ج4، ص395. بر اساس همین مبانی در زهد صوفی است که اگر کسی لباس سه درهمی داشته باشد و شهوت لباس پنج درهمی در دلش باشد، شهوت لباس دارد.[9]سراج طوسی، ابونصر، اللمع فی التصوف، ص188. و زاهد واقعی اویس قرنی است که در موقع نشستن، عورت او مکشوف می‌شود.[10]غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، ج13، ص129.

    نقد

    معیارهای صوفیه و روش و سیره آن‌ها در برخورد با نعمت لباس، با روایات و دستورات شرع، در تعارض است. با اینکه در سیره اهل بیت علیهم السلام، بالاخص در سیره رسول الله صلی الله علیه و اله و امیرالمومنین علیه السلام، نوعی زهد در پوشش لباس وجود دارد اما در همان روایات، به علل و حدود و ثغور این زهد اشاره شده است و زهد صوفیه در مقوله لباس، با زهد اسلامی و سیره اهل بیت علیهم السلام مغایرت دارد.

    به عنوان نمونه، در اعتراض صوفی مشهور، سفیان ثوری به لباس زیبا و گرانقیمت امام صادق علیه السلام و ارجاع دادن او به سیره رسول الله صلی الله علیه واله، امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «از من گوش دار و به دل سپار آنچه را به تو می‌گویم که برای دنیا و آخرتت خیر است اگر بر سنت و حق بمیری، و بر عقیده بدعت و ناحق نمیری. من به تو گزارش می‌دهم که رسول خدا (صلی الله علیه واله) در دوران تنگی و سختی بود، و هر گاه دنیا رو آورد، سزاوارترین اهل استفاده از نِعم آن، نیکان آنند نه بدکاران آن، و مؤمنان آن نه منافقانش، و مسلمانانش نه کفارش.‌ ای ثوری، چرا انکار کردی و ناروا شمردی؟ راستی که من با این وضعی که می‌بینی از روزی که خردمند شدم، بام و شامی بر من نگذشته که در مالم حقی باشد که خدا به من فرموده آن را در مصرفی برسانم، جز آنکه بدان مصرفش رساندم».[11]کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج5، ص65. البته در روایات به علل دیگری چون حرام نبودن طیبات یا کراهت اظهار زهد و نسبت دادن به زهد ریایی[12]حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص16. و لباس شهرت بودن نوع پوشش صوفیه[13]حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص19. نیز اشاره کرد.

    مبانی و معارف اسلامی در باب لباس و پوشش، در موارد بسیاری مخالف با مبانی و سیره صوفیه است، که می‌توان به کراهت اظهار فقر و فاقه و استحباب تجمل[14]حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص5.، استحباب پوشیدن لباس پاکیزه و تمیز[15]حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص14. مکروه نبودن پوشیدن لباس فاخری که به حد شهرت نرسد، بلکه استحباب آن و کراهت پوشیدن لباس آلوده و خشن[16]حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص15. اسراف نبودن داشتن لباس زیاد[17]حرعاملی، محد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص21. اشاره کرد.

    در نتیجه باید گفت، زهد صوفیه یا با اشکال در نیت مواجه هستند و یا با اشکال در عمل، که مطابق با سنت نیست (یعنی بدعت است مانند اینکه حلال را حرام کردن) و یا از شهرت نهی شده است. زهد در معارف اهلبیت علیهم السلام، به معنای عدم وابستگی به دنیا و زخارف آن و یا ترک عمل به حرامی برای کسب دنیا است و به معنای ترک نِعم الهی یا حرام کردن حلالی بر خود نیست.

    منبع و مآخذ

    1. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، قم، 1409ق
    2. خرکوشی، ابوسعد، تهذیب الاسرار فی اصول التصوف، سیدمحمدعلی‏، دار الکتب العلمیه، بیروت، 1427ق
    3. سراج طوسی، ابونصر، اللمع فی التصوف، رینولد آلین نیکلسون، مطبعه لیدن، 1914م
    4. سلمی، ابوعبدالرحمن، نحستین زنان صوفی، مریم حسینی، نشرعلم، تهران، اول، 1385ش
    5. شعرانی، عبدالوهاب، لواقح الأنوار القدسیه فی بیان العهود المحمدیه، محمد عبدالسلام ابراهیم، دارالکتب العلمیه، بیروت، دوم، 1426ق‏
    6. غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، عبدالرحیم بن الحسین حافظ عراقی، 16ج، دارالکتاب، بیروت، بی‌تا
    7. غزالی، محمد، ترجمه احیاء علوم الدین، مویدالدین خوارزمی، حسین خدیو جم، 4ج، نشر علمی فرهنگی، تهران، 1386ش
    8. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، علی اکبر غفاری، دار الکتب الاسلامیه، تهران، پنجم، 1363ش
    9. هجویری، ابوالحسن علی، کشف المحجوب، والنتین آلکسی یویچ ژوکوفسکی، طهوری، تهران، 1375ش

    پاورقی ها

    پاورقی ها
    1خرکوشی، ابوسعد، تهذیب الاسرار فی اصول التصوف، ص13.
    2هجویری، ابوالحسن، کشف المحجوب، ص65ـ66.
    3هجویری، ابوالحسن، کشف المحجوب، ص50.
    4سراج طوسی، ابونصر، اللمع فی التصوف، ص21.
    5شعرانی، عبدالوهاب، لواقح الأنوار القدسیه فی بیان العهود المحمدیه، ص277.
    6سلمی، ابوعبدالرحمن، نخستین زنان صوفی، ص293.
    7غزالی، محمد، احیاء علوم الدین(ترجمه)، ج3، ص421.
    8غزالی، محمد، احیاءعلوم الدین(ترجمه) ، ج4، ص395.
    9سراج طوسی، ابونصر، اللمع فی التصوف، ص188.
    10غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، ج13، ص129.
    11کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج5، ص65.
    12حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص16.
    13حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص19.
    14حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص5.
    15حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص14.
    16حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص15.
    17حرعاملی، محد بن حسن، وسائل الشیعه، ج5، ص21.